محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
509
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ سوم ] و يا انصباب خلط لادغى كه به سبب حدّت و گزندگى خود متفرّق نمايد بعض اجزاء عضو را از بعضى . و در اين محل ، لادغ به دال مهمله و غين معجمه اولى است از لاذع به ذال معجمه و عين مهمله ؛ زيرا كه اين [ لاذع ] به معنى احراق است و مناسبت ندارد . [ چهارم ] و يا انصباب خلط صادع شكافندهء مجفّف يابسى باشد كه به سبب يبس و جفاف خود متفرّق گرداند اتّصال اجزاء عضو را ؛ مانند تشقّق بعض اعضاء و يا انصباب خلط يابسى بدان . [ پنجم ] و يا امتلاء ممدّ كِشنده كه باعث تفرّق اتّصال گردد ؛ خواه امتلاء از مادّهء ريحى باشد ؛ چنان چه در فتق و اورام ريحى مىباشد . و يا از خلط ؛ خواه خلط مُرطّب باشد مانند اورام بلغميه و يا يابس ، مانند اورام صفراويه و سوداويه . كه به سبب امتلاء بكِشد اعضاء مجاور خود را و باعث تفرّق اتّصال گردد ؛ به جهت درآمدن در ميان اجزاء عضو و شدّت قوّهء دافعه نيز باعث تفرّق اتّصال است . [ و اما اسباب خارجى تفرق اتصال ] [ يكم ] و همچنين ، حركت بر امتلاء مطلقا ؛ خواه عنيفه و خواه غير عنيفه ؛ به جهت آن كه بالذّات چون مسخّن و محرّك و مخلخل موادّ اخلاط و جوهر اعضاء است ، لا محاله اجزاء لطيفهء اخلاط و بخارات و رياح آنها در خُلَل و فُرَج اجزاء « 1 » عضو درآمده [ و ] موجب تفرّق اتّصال آن مىگردند . [ دوم ] و همچنين ، صياح و فرياد قوى و جستن ، خصوص از بالا به پايين ، اكثر باعث تفرّق اتّصال و فتق . [ سوم ] و به دستور ، رسيدن صداى شديد دفعتاً به صماخ - كه پردهء گوش است - باعث انفتاق و تفرّق اتّصال آن مىگردد . و اين هر سه ، از اسباب خارجيهاند . [ چهارم ] و همچنين ، قطع به شمشير و كارد و تير و غيرها و كشيدن به ريسمان كه
--> ( 1 ) . الف : اعضاء .